تبلیغات
گوهر شب چراغ - حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی: مریدان امام نگذارند انقلاب به دست نااهلان بیافتد
گوهر شب چراغ

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی: مریدان امام نگذارند انقلاب به دست نااهلان بیافتد

پنجشنبه 13 خرداد 1389

مریدان امام(ره) نگذارند انقلاب به دست نااهلان بیافتد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: شاگردان و مریدان واقعی امام(ره) نگذارند انقلاب اسلامی از مسیر اصلی و حقیقی خود خارج شده و به قول خودش به دست نامحرمان و نااهلان بیفتد كه در این صورت جبران آن بسیار سخت و ناممكن خواهد بود. 

در آستانه سالگرد رحلت بنیانگذار انقلاب،دیدگاه آیت الله اكبر هاشمی رفسنجانی در خصوص امام خمینی(ره) منتشر شد. 

رئیس مجلس خبرگان رهبری امام خمینی را اینگونه توصیف كرد:
«خمینی» واژه‌ای زیبا در قاموس ایرانیان است كه گرچه صفتی نسبی از شهری در استان مركزی است، اما بسیار فراتر از خمین و ایران، شهرتی جهانی یافته و مطمئناً نامی جاودان در تاریخ معاصر خواهد بود. 

وی در ادامه گفت: سیده زاده‌ای بزرگوار كه میلادش همزمان با میلاد جده بزرگوار سادات، حضرت فاطمه زهرا(س) است. كودكی پاك از دامن مادری مؤمنه كه نامش را «روح الله» نهادند. پدرش یك روحانی شریف بود كه جانش را در راه دفاع از مظلومانی كه از ظلم ملاّكین آن روزگار به تنگ آمده بود، تقدیم كرد و این یادگار شهید، كودكی‌اش را با این خصوصیت منحصربه‌فرد با تعلیم دروس دینی در مكتب‌خانه‌های آن زمان سپری كرد. جوانی‌اش با حوادث تاریخ‌ساز، از جمله مشروطه تلاقی یافت و با تمام علاقه‌ای كه به فراگیری علوم دینی داشت، قدم در حوزه‌های علمیه گذاشت. 

هاشمی رفسنجانی در تبیین ویژگی‹های منحصر به فرد امام خمینی گفت: امام هوش سرشار، ذكاوتی مثال‌زدنی، استعدادی درخشان و اراده‌ای نستوه در دانش‌اندوزی داشت و همین باعث شد كه طلبه جوان در كوتاه زمان ممكن، استادی مبرز در فقه و اصول و فلسفه و كلام شود و این زمانی است كه تقدیر الهی مرا كه یك نوجوان روستایی بودم و برای تحصیل علوم دینی به قم آمده بودم، در كوچه یخچال قاضی قم، همسایه او كرد تا شنیدنی‌های فراوانی از او و اوصافش را به چشم خویش ببینم، استادی شهیر، اما شهرت‌گریز كه برای حضور در كلاس تدریس، كوچه‌های تنگ و پیچ در پیچ قم را با پای پیاده طی می‌كرد و این فرصتی بسیار مغتنم برای من عاشق بود تا به بهانه همراهی، از انفاس قدسیه ایشان، بهره‌مند شوم. 

آیت‌الله شیخ روح‌الله موسوی كه معلم و مدرس بزرگ نظری و عملی درس اخلاق در حوزه‌های علمیه بودند، با تأسی به جمله معروف «ادب النفس خیر من ادب الدرس» در دوران زعامت آیت‌الله العظمی بروجردی، با نهایت احترام به ایشان، در قبال بی‌مهری از یك طرف و دین‌ستیزی‌های حكومت پهلوی از طرف دیگر، چون مولای خویش علی(ع) سكوت اختیار كرد و آنگاه كه حكومتیان داخلی و مستشاران خارجی آنها در رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی تا اربعین ایشان به جایگاه روحانیت در قلوب مردم پی بردند و با سیاست‌های شوم، سعی در ملوك‌الطوایفی كردن حوزه‌ها داشتند، با پشتوانه غنی علمی و مقبولیت عمومی به عنوان مرجع عام قدم در راهی بسیار ناهموار گذاشتند كه پس از طی فراز و نشیب‌های فراوان در طول بیش از 25 سال به انقلاب اسلامی منتهی شد. 

آغاز فریادهای مقتدارانه مردی كه علاوه بر مرجعیت تقلید، یك مفسّر به روز در «سرالصلاه» و «سوره حمد» و تمام قرآن بود، یك عارف به تمام معنا در «من عرفه نفسه فقد عرفه ربه» بود، یك محدث آشنا با صحت و سقم روایات در «چهل حدیث» بود، یك فیلسوف كامل و آشنا با تمام مكاتب فلسفی غرب و شرق بود، یك استاد اخلاق كه خود در گفتار، نوشتار و رفتار، متخلق به اخلاق انسانی و اسلامی بود و مهمتر از همه یك استاد كم‌نظیر در حوزه فقه و اصول بود. 

همزمان با بلند شدن نغمه‌های فریبنده تحت عنوان «ولایتیون» در حوزه علمیه قم كه برافراشته شدن هر پرچمی را برای تأسیس یك حكومت اسلامی در زمان غیبت، پرچم ضلال می‌دانستند. آن استاد، آن دردآشنای اسلام، آن فقیه زمان‌شناس، آن سیاستمدار متدّین و بالاتر از همه آن مرجع تقلید میلیون‌ها انسان در ایران و خارج ایران، خوب می‌دانست كه تمامیت اسلام در صوم و صلوه و خمس و زكات و حج خلاصه نمی‌شود و باید به فروع دیگر دین، یعنی جهاد، امر به معروف و نهی از منكر، تولاّ و تبرّی پرداخت تا در آن دوران سیاه كه دین‌گریزی ترجیع‌بند اقدامات پیدا و پنهان حاكمان نامشروع پهلوی بود، جامعه را كه بر گهواره جهل خوابیده بود، بیدار كند. 

اوج عظمت نهضت امام خمینی(ره) در نقطه شروع مقابله با تظاهر، ریاكاری و زهدفروشی بود. رضاشاه برای فریب خلق در مجالس عزاداری خرافه‌پرستی می‌كرد و گل بر سر و صورت خویش می‌مالید و در این سوی، عده‌ای از روحانیون درباری، با سوءاستفاده از سوابق تحقیرآمیز حاكمان قاجار، او را احیاكننده دین می‌دانستند و در این راه آن‌قدر خود را به تغافل و تجاهل زده بودند كه توطئه شوم كشف حجاب را هم توجیه می‌كردند. 

مقابله با چنین فرهنگی كه هر كلمه با پیشوند «شاه» مانند روغن شاه‌پسند، شاه كلید، شاهراه، شاه‌ییت ، شاه مردان و...!! مقدس بود و ریشه در 2500 سال خدعه و نیرنگ داشت، در كنار انسان‌های به ظاهر عالم كه با ادله ناپسند، فحشا و فساد را مقدمه ظهور می‌دانستند، كاری بسیار سخت و به قول بعضی از علمای به ظاهر موجه «آب در هاون كوبیدن» بود. 

اما حاكمان پهلوی كه در سایه به‌به و تشویق گروه اندك سلطنت‌طلب، از نشو و نمای تدریجی روحانیت و آتش عشق نهفته مردم به اهل بیت(ع) غافل بودند و برای دروازه‌های خیالی تجدد، دیكته سیاست‌های شوم استعماری را در لایحه به ظاهر مثبت انجمن‌های ولایتی و ایالتی و كمی پس از آن در اصطلاح پر طمطراق «انقلاب سفید» می‌نوشتند، بهانه‌های آغاز مبارزه را برای مرجعی كه با لطایف الحیل آنها آشنا بود، فراهم كرد. 

آیت‌الله خمینی(ره) كه دیگر در میان مردم «یك منجی» شناخته می‌شد، علم مبارزه را در همراهی گروهی از زبرالحدیدهای خویش بلند كرد و به واسطه ایمان عمیقی كه در اعتقادات و اراده آهنینی كه در وجود خویش داشت، از شكنجه، زندان و تبعید نترسید و با استناد به ویژگی‌ها و شروطی كه فقه شیعه برای ولایت فقیه در زمان غیبت تعیین كرده است، در سیاست و دیانت، رهبر جامعه شد. 

رهبری كه پس از 1400 سال، یك حكومت اسلامی را براساس مفاهیم و تعالیم عالیه مكتب اهل بیت(علیهم السلام) در بهترین نقطه جغرافیایی سرزمین‌های اسلامی بنا نهاد و با تكیه همیشگی بر مردم، از نخستین روزهای پس از پیروزی، همه ساختارهای حكومت را مردمی كرد. 

رهبری كه با آینده‌نگری مثال‌زدنی، در كنار انعطاف بی‌مانند و صلابت بی‌نظیر، تئوری‌پردازان سیاسی دنیا را به تحیّر واداشت كه چگونه پیرمردی 81 ساله با تمام ضعف جسمی و سوابق بیماری، ملت ایران را با همه قبایل، طوایف، ادیان، مذاهب و زبان‌های مختلف در دفاع از اسلامیت ایران یكپارچه نماید. 

امروز كه بیش از 20 سال از رحلت جانگدازش می‌گذرد، وقتی به تمام حركات و سكناتش از سال 1328 تا سال 1368 فكر و خاطرات فراموش نشدنی جلسات متعددش را مرور می‌كنم، می‌بینم، «بی‌نظیرترین انسان غیرمعصوم» شایسته‌ترین صفتی است كه باید برای ایشان برگزید. 

لطافت طبع، مناعت فطرت، مهربانی با خلق، پذیرش استدلال، صراحت در كلام، صداقت در برخورد، صلابت در تصمیم، شهامت در قلم و شجاعت در قدم، او را مصداق عینی دو آیه پرمعنا در تاریخ معاصر می‌كرده است كه می‌فرمایند: «فَبَشِّر عبادِ الذّینَ یَستَمعونَ القول فَیَتَّبِعونَ اَحسنه» و «اَشِدّاُ عَلی الكُفّارِ رَحَماءُ بَینَهُم»
امام خمینی(ره) هدیه خداوند به مسلمانان معاصر، به خصوص شیعیان و به ویژه ایرانیان بود تا در زمانه‌ای كه جدال بیهوده اسلاف دین را برای اداره جامعه به بن بست كشیده بود، پویایی فقه اسلامی و شیعی را در اجتهادی متناسب با روزگار به منصه ظهور رساند و در طول 10 سالی كه نفس‌های مسیحایی‌اش، بر كالبد جمهوری اسلامی دمیده می‌شد، نشان داد كه می‌توان علاوه بر قواعد محدود فقهای گذشته چون شهید اول، با توجه به گذشت زمان براساس بینش والای مصالح قوی و اقوی و مفاسد فاسد و افسد، قاعده‌سازی كرد و نگذاشت اسلام عزیز نیز مانند مكتب‌های انسان ساخته و ایدئولوژی‌های دست‌و‌پاگیر، در بن‌بست‌های تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری بماند. 

8 سال دوران دفاع مقدس، نمونه‌ای بارز از اقتدار و انعطاف سیاسی و نظامی ایشان به عنوان یك رهبر دینی است. پیش از آن، تأكید مؤكد ایشان بر حفظ ارتش و رعایت سلسله مراتب در زمانی كه شعار «ارتش توحیدی بی‌طبقه» انگیزه برانگیز بود، نشان از آینده‌نگری ایشان است و مهمتر از همه دو دستور ایشان در ماه‌های آخر حیات طیبه برای بازنگری قانون اساسی و تدوین سیاست‌های سازندگی، نشان می‌داد كه به سازندگی و اصلاح امور پایبند و از گرفتار شدن در سیاست‌های روزمره برای اداره یك مملكت گریزان بود. 

امام خمینی(ره) حقیقتی انكارناپذیر، تاریخ‌سازی جسور، آینده‌نگری صبور و خالی از ریا و غرور بود. 

امام خمینی(ره) كوهی بلند با چشم‌اندازی بسیار زیبا برای سعادت دنیوی و اخروی مردم بود. 

امام خمینی(ره) رودی زلال از سرچشمه معرفت كردگار بود كه پس از طی فراز و فرودهای بسیار در هموار و ناهمواری‌های معاصر، به دریای وسیع تاریخ اسلام پیوست و با آثار ارزشمندی كه از خود به جا گذاشت، مخصوصاً وصیت‌نامه سیاسی و الهی خود، چون باران تا همیشه بر مزرعه جان مسلمانان و همه ملت‌های مظلوم می‌بارد.
امام خمینی(ره) اندیشمندی فرزانه، حكیمی حاكم، طبیبی حاذق، مجتهدی پویا، فقیهی ساختارشكن، عارفی واصل و محبوب قلوب بود كه این جهان با همه وسعتش گنجایش روح بزرگوارش را نداشت و برای هم نشینی با اولیا و انبیاء در بزم الهی «انتظار فرج از نیمه خرداد می‌كشید» روحش شاد، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. 

باشد كه شاگردان و مریدان واقعی و صدیق این امام بزرگوار با حفظ و پایبندی به ارزش‌ها و شاخص‌هایی كه آن پیر فرزانه بر آن تأكید داشتند و جان فشاندند نگذارند انقلاب اسلامی از مسیر اصلی و حقیقی خود خارج شده و به قول خودش به دست نامحرمان و نااهلان بیفتد كه در این صورت جبران آن بسیار سخت و ناممكن خواهد بود.


ankle an foot pain
سه شنبه 6 تیر 1396 01:21 ق.ظ
Hi i am kavin, its my first time to commenting anyplace, when i read this piece of writing i thought i could also
create comment due to this good piece of writing.
graycebreyfogle.blog.fc2.com
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 02:30 ب.ظ
Hey there! This is my first visit to your blog!
We are a collection of volunteers and starting a new initiative in a community in the same niche.
Your blog provided us beneficial information to work on. You have done a outstanding
job!
علی
چهارشنبه 16 تیر 1389 03:24 ب.ظ
واعظی پرسید از فرزند خویش هیج دانی

مسلمانی به چیست؟ صدق و بی آزاری و خدمت

به خلق هم عبادت، هم کلید زندگیست گفت زین

معیار اندر شهرما یک مسلمان هست آن هم

ارمنیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
5555